عسلعسل، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 5 روز سن داره

◕ ‿ ◕ ♥ فندق کوچــولوی خونمـــــون ♥ ◕ ‿ ◕

گردش آخز هفته

1392/3/11 21:50
193 بازدید
اشتراک گذاری

روز جمعه یه روز خیلی خوب و عالی و پر از انرژی و عشق بود.

خیلی بهمون خوش گذشت

به دستور عسل خانم قرار شد برای ناهار ماکارونی یا به قول خودش ماکارونی دراز بپزیم و با اسمیت و کالسکه بریم بیرون.

منم زودی به کمک بابا همه چی رو آماده کردمو ساعت 2 رفتیم بیرون.

شما که تا دلت بخواد بازی کردیو هر کاری کردم یه لحظه هم نخوابیدی.

خلاصه ساعت 7 رهسپار خونه شدیم

ساعت8 دوباره زدیم بیرون برا خرید که عسل بازم چشمش به سرسره افتاد و تا ساعت 10 بازی کرد و رفتیم خونه

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مهسا مامان آیهان
12 خرداد 92 11:31
خسته نباشین عزیزکم دوسسسستتتتوووونننننن دااااااررررممممم


فدات یشم مرسی
خاله مریم
14 خرداد 92 19:48
سلام نفسم چقدر خوشگل شده فداش شم دلم براتون خیلی تنگ شده پس کی میاین پیشمون؟؟؟
عسلمو ببوس خیلی دوستون دارم

سلام خاله جونم. خاله مریم زودی میام پشتون منم دلم براتون خیلی دلتنگم خیلی زیاااااد
مامان اهورا
17 خرداد 92 0:12
سلام عزیزم خووووبی عسل جووونم خوووبه دلتنگتون شدم جند وقتی سرم خیلی شلوووغ بود


سلام گل من ممنون از اینکه بهمون سر زدید مرسی ما هم خیلی دلتنگتونم بوووووووووووووووووووووس